"نباید دشمنی گروهی شما را بر آن دارد که عدالت نکنید"* (قرآن)
هيچوقت نمي توانيد با مشت گره كرده دست كسي را به گرمي بفشاريد.(گاندی)
هيچوقت نمي توانيد با مشت گره كرده دست كسي را به گرمي بفشاريد.(گاندی)
این مثل را بسیار شنیده ایم که :" وسط دعوا که حلوا تقسیم نمی کنند". این مثل از آن جملاتی است که توجیه گر بی اخلاقی و از حد گذراندن دشمنی است. یعنی زمانی که با کسی بر سر نزاع هستیم باید ترش رویی و تلخی را آن چنان چاشنی عداوت ِ خود سازیم که خود پیروز ِ میدان خصومت باشیم.
دشمنی نیز چون دوستی،لطف،کینه،انتقام جویی و ... از صفات این موجود به تعبیر قرآن "ظلوم و جهول" است و به قول سعدی " درشتی و نرمی به هم در به است". اما این گونه نیست که دشمنی ورزیدن و انتقام جویی،آداب و مرامی نداشته باشد. در زندگی فردی و اجتماعی هستند کسانی که ما را دوست می دارند و کسانی نیز که ما را دشمن خود می شناسند و دیگران بسیاری نه دوستمان می دارند و نه دشمن.رفتار با هر کدام آنها منش ِ خود را می طلبد.
صفت و موصوف ِ "دوست ِ خوب" را بسیار شنیده ایم و این که آدمی باید دوستان ِ خوب را به مصاحبت بر گزیند.این دوست ِ خوب از آن پاردوکس هایی است که نیاز به کنکاش و شکافته شدن دارد. "دوست ِ بد" دیگر نامش دوست نیست و آنکه "دوست" است قطعا خوب است.آنکه بد است "دشمن" است و نه دوست.حال با این دشمن چگونه باید رفتار کرد؟به این بیت دقت کنیم:
با بدان بد باش با نیکان،نکو
جای ِ گل،گل باش جای خار ،خار
در این جا شاعر آدمیان را دعوت به آن می کند که بدان را بدی کنیم و به نیکان نیکی و خار را خوار بشماریم و گل را دوست بداریم.
در دوستی ها ، یکرنگ بودن یک وظیفه ی اخلاقی است. آنکه دوستی ها را با نا مهربانی پاسخ می گوید مرتکب کنشی ضد اخلاقی شده است اما با "بدان" چه باید کرد؟
اینکه از انسان ها بخواهیم بدی را را با نیکی پاسخ گویند خواسته ای است که جز از انسان های بزرگ معنوی و قدیسان بر نمی آید.همان که عیسی مسیح از پیروان صدیق خود می خواست." اگر بر گونه ی چپ ات سیلی زدند طرف راستت را نیز پیش آر و اگر ردایت را خواستند،عبایت را نیز ببخش". اما از انسان های باورمند به اخلاق می توان خواست که در دشمنی های خود نیز حد نگه دارند و ادب و آداب دشمنی به جا آورند. در دشمنی با دیگران پروای عدالت و انصاف داشتن شرط مروت و انسانیت است و این مهم را دیگر نمی توان تکلیفی فوق ِ طاقت دانست بلکه هر انسان ِ دغدغه مند ِ رعایت اخلاق را می توان زنهار داد که مبادا طریق انصاف را در برخورد با دشمنان اش فرو نهد. مروت با دشمنان یعنی برای پیروزی بر خصم از هر شیوه و روشی نمی توان سود جست و این همان قاعده ی زرینی است که می گوید با دیگران آنگونه رفتار کن که دوست می داری با تو رفتار کنند.
* و لا یجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا. سوره ی مائده آیه ی 8 ترجمه محمد مهدی فولادوند
دشمنی نیز چون دوستی،لطف،کینه،انتقام جویی و ... از صفات این موجود به تعبیر قرآن "ظلوم و جهول" است و به قول سعدی " درشتی و نرمی به هم در به است". اما این گونه نیست که دشمنی ورزیدن و انتقام جویی،آداب و مرامی نداشته باشد. در زندگی فردی و اجتماعی هستند کسانی که ما را دوست می دارند و کسانی نیز که ما را دشمن خود می شناسند و دیگران بسیاری نه دوستمان می دارند و نه دشمن.رفتار با هر کدام آنها منش ِ خود را می طلبد.
صفت و موصوف ِ "دوست ِ خوب" را بسیار شنیده ایم و این که آدمی باید دوستان ِ خوب را به مصاحبت بر گزیند.این دوست ِ خوب از آن پاردوکس هایی است که نیاز به کنکاش و شکافته شدن دارد. "دوست ِ بد" دیگر نامش دوست نیست و آنکه "دوست" است قطعا خوب است.آنکه بد است "دشمن" است و نه دوست.حال با این دشمن چگونه باید رفتار کرد؟به این بیت دقت کنیم:
با بدان بد باش با نیکان،نکو
جای ِ گل،گل باش جای خار ،خار
در این جا شاعر آدمیان را دعوت به آن می کند که بدان را بدی کنیم و به نیکان نیکی و خار را خوار بشماریم و گل را دوست بداریم.
در دوستی ها ، یکرنگ بودن یک وظیفه ی اخلاقی است. آنکه دوستی ها را با نا مهربانی پاسخ می گوید مرتکب کنشی ضد اخلاقی شده است اما با "بدان" چه باید کرد؟
اینکه از انسان ها بخواهیم بدی را را با نیکی پاسخ گویند خواسته ای است که جز از انسان های بزرگ معنوی و قدیسان بر نمی آید.همان که عیسی مسیح از پیروان صدیق خود می خواست." اگر بر گونه ی چپ ات سیلی زدند طرف راستت را نیز پیش آر و اگر ردایت را خواستند،عبایت را نیز ببخش". اما از انسان های باورمند به اخلاق می توان خواست که در دشمنی های خود نیز حد نگه دارند و ادب و آداب دشمنی به جا آورند. در دشمنی با دیگران پروای عدالت و انصاف داشتن شرط مروت و انسانیت است و این مهم را دیگر نمی توان تکلیفی فوق ِ طاقت دانست بلکه هر انسان ِ دغدغه مند ِ رعایت اخلاق را می توان زنهار داد که مبادا طریق انصاف را در برخورد با دشمنان اش فرو نهد. مروت با دشمنان یعنی برای پیروزی بر خصم از هر شیوه و روشی نمی توان سود جست و این همان قاعده ی زرینی است که می گوید با دیگران آنگونه رفتار کن که دوست می داری با تو رفتار کنند.
* و لا یجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا. سوره ی مائده آیه ی 8 ترجمه محمد مهدی فولادوند

0 نظرات
ارسال یک نظر