| 0 نظرات ]

منبع:چراغ آزادی


مقدمه: در سالگرد ۱۳ آبان جمعی از فعالان جوان ایرانی نامه ای خطاب به پرزیدنت اوباما امضا کردند و خواستار توجه او به عنوان برنده جایزه صلح نوبل به نقض حقوق بشر در ایران شدند و از جمله از وی خواستند تا دولت متبوعش بانک مرکزی ایران و خرید نفت از ایران را تحریم کند. در این مدت اتهامات زیادی متوجه نگارندگان نامه شده است از جمله جنگ طلبی و خیانت به میهن، در این زمینه با بهزاد مهرانی یکی از امضا کنندگان این نامه گفتگو کرده ایم



چراغ آزادی: برخی امضاکنندگان این نامه٬ سال گذشته نیز نامه مشابهی را نوشته بودند. آیا این نامه جدید را می‌توان ادامه همان سخنانی دانست که شما سال گذشته نیز بیان کرده بودید؟
بهزاد مهرانی: به گونه‌ای می‌توان این نامه را ادامه‌ی نامه‌ی سال گذشته دانست. در این فاصله تحولات شکل‌گرفته در کشورهای عربی که “بهار عربی” نامیده شده شرایط ویژه‌ای را ایجاد کرده است که از یک طرف توفیق برخی از این کشورها در سقوط دیکتاتورهاشان و از سوی دیگر عدم پیروزی جنبش مردم ایران پس از انتخابات ۸۸، پرسش‌ها و دغدغه‌های بسیاری را در مردم و فعالان سیاسی برانگیخته است.
چراغ آزادی: شما در این دو نامه دولت آمریکا را خطاب قرار داده‌اید. آیا تاکنون هیچ‌گونه پاسخ یا واکنشی درباره دو نامه‌ای که نوشته‌اید٬ از آن‌ها دریافت کرده‌اید؟
بهزاد مهرانی: خیر. تا آن‌جا که من اطلاع دارم پاسخی دریافت نشده است و این می‌تواند نشان‌دهنده‌ی ضعف باشد که فعالان سیاسی امکان تعامل و گفت‌وگوی حتا انتقادی با افکار عمومی جهان و هم‌چنین دولت‌های دموکراتیک را ندارند. اما بخش مثبتِ مخاطب قرار دادن مردم و دولت‌های جهان – نمونه‌اش همین نامه اخیر- این است که مطالبات و نظرات بخشی از مردم ایران نیز به گوش جهان می‌رسد.
چراغ آزادی: در روزهای گذشته٬ برخی افراد و گروه‌ها نامه شما و یا درخواست‌‌هایی با مضمون مشابه را مورد انتقاد قرار دادند. آن‌ها نفس درخواست کمک از دولتی خارجی را نقض استقلال کشور دانسته‌اند. آیا امضاکنندگان این نامه به چنین مساله‌ای اعتقاد ندارند؟
بهزاد مهرانی: امضاکنندگان این نامه به استقلال به مفهوم عدم دخالت قدرت‌های خارجی در تعیین سرنوشت مردم کشورشان باور دارند. بخش کثیری از همین مردم در خیابان‌های ایران فریاد زدند:”اوباما،یا با اونا یا با ما” و این به هیچ‌وجه به این معنا نیست که دولت آمریکا و یا هر کشور دیگری بخواهد در تعیین مقدرات آن‌ها دخالت کنند. بل‌که آن‌گونه که من می‌فهمم معنایش این است که در به کرسی نشستن مطالبات برحق مردم ایران یاری‌گرشان باشند و این یاری‌گری به هیچ‌وجه به معنای به دست گرفتن زمام امورشان توسط کشورهای دیگر نیست.خواستن فشار بر جمهوری اسلامی برای تن‌دادن به خواست‌های دموکراتیک مردم ایران منافاتی با استقلال کشور ندارد. اگر معنای استقلال این است که حکومت در داخل مرزهای خود بتواند هرگونه که می‌خواهد با مردم خود رفتار کند و جهان چشم بر آن ببندد، با این معنا از استقلال موافقتی نداریم. پیش از این هم بسیاری از فعالان سیاسی میهن‌دوست ما از کشوررهای غربی خواسته بودند که در معاملات و مراودات اقتصادی و سیاسی خود با این نظام سرکوب‌گر و غیر دموکراتیک تجدید نظر کنند و این نامه را نیز می توان در راستای همان خواسته‌ها ارزیابی کرد.
چراغ آزادی: شما در نامه‌تان صراحتا اشاره به بحث تحریم‌های اقتصادی داشته‌اید. تصور می‌کنید این تحریم‌ها می‌تواند باعث تغییر رفتار حکومت شود؟
بهزاد مهرانی: حکومت ایران می‌خواهد وانمود کند که تحریم‌ها هیچ تاثیری ندارد و کاغذ پاره‌ای بیش نیست در صورتی که چنین نیست. هر چند حکومت می‌تواند با درآمدهای کلان نفتی تا حدودی از تاثیرات تحریم‌ها بکاهد، اما تداوم و افزایش تحریم‌ها می‌تواند شکاف‌های ایجاد شده در زمامداران را افزایش دهد به گونه‌ای که بخشی از حاکمیت، معترضِ رفتارهای بخش دیگر از حاکمیت باشد که منجر به افزایش این تحریم‌ها شده است و افزایش این شکاف می‌تواند قدرت سرکوب ِ بخش سرکوب‌گر نظام را کاهش دهد. این شکاف موجب می‌شود که جنبش مردم با سرکوب کم‌تری مواجه شود تا مردم بتوانند در فضایی معتدل‌تر پی‌گیر مطالبات خود باشند.
چراغ آزادی: برخی مخالفان بر این عقیده‌اند که تحریم‌های اقتصادی بیش از آن‌که برای حاکمیت مشکلی ایجاد کند٬ باعث ایجاد مشکل برای مردم می‌شود. ضمن آن‌که باعث تخریب زیرساخت‌های اقتصادی کشور می‌شود و از همین منظر به مخالفت با این مساله می‌پردازند. تصور امضاکنندگان این نامه از تحریم اقتصادی آیا به گونه‌ای دیگر است که مثلا برای مرم مشکلی ایجاد نشود؟
بهزاد مهرانی: ما در ایران با یک حکومت سرکوب‌گر رو برو هستیم. حکومتی که از همه‌ی داشته‌های خود برای سرکوب مردم استفاده می‌کند. حکومتی که در دوران زمام‌داری بیش از سی سال خود هزینه‌های بسیاری را بر دوش کشور و مردم بار کرده است. حال پرسش این است که در برابر این حکومت چه باید کرد؟حکومتی که راه را بر شیوه و منش اصلاح‌طلبانه حتا در چارچوب همین قانون اساسی موجود بسته است. استمرار این حکومت بحران‌زی و بحران‌زا مردم را با هزینه‌های بسیاری مواجه ساخته است. به باور ما تحریم‌های جهت‌دار می‌تواند زیان بسیار کمتری از هزینه‌های استمرار چنین حاکمیتی داشته باشد. بنده در نمی‌یابم که تحریم عالی‌ترین مقامات جمهوری اسلامی و وابستگان درجه یک آن‌ها و مسدود کردن حساب‌های بانکی‌شان و بلوکه کردن اموال و دارایی‌شان و ممنوع کردن سفر آنان به خارج از ایران و تحریم شرکت‌های وابسته به سپاه پاسداران و از طرفی کمک به دسترسی آسان مردم ایران به اینترنت و ماهواره و گردش آزاد اطلاعات و مبارزه با سانسور و فیلترینگ و پارازیت‌افکنی و شنود مخالفان چه زیانی برای مردم ایران می‌رساند؟ آثار مخرب برخی تحریم‌ها می‌تواند گریبان مردم را نیز بگیرد که اجتناب‌ناپذیر است و عواقب آن متوجه نظام اسلامی است. زنهارِ ما نیز این است که اگر نتوان با هزینه‌های کم‌تری حکومت را مهار کرد به جایی خواهد رسید که رویارویی نظامی را به بار خواهد آورد که هزینه‌اش برای مردم ایران و جهان بیشتر خواهد بود.
چراغ آزادی: امضاکنندگان نامه از تحریم اقتصادی سخن گفته‌اد. از سویی در روزهای گذشته٬ بحث حمله به ایران نیز در رسانه‌ها مطرح شده است. نظر شما درباره حمله نظامی به جمهوری اسلامی – چه به شکل محدود و یا چه به صورت جنگ تمام عیار چیست؟ آیا می‌توان روزی را متصور شد که هم‌چون مردم لیبی یا سوریه٬ ایرانیان نیز خواستار دخالت نظامی نیروهای خارجی در کشور خود شوند؟
بهزاد مهرانی: در روزهای اخیر یک دوگانه‌ای ساخته شده است. دوگانه‌ی موافقان جنگ-مخالفان جنگ که به نظرم برساخته‌ای خطا است. هیچ عقل سلیمی نمی‌تواند با جنگ موافق باشد و راه ِ برون‌شو از شرایط موجود ایران را در جنگ ببیند. این‌ها ابتدا جنگ‌طلبی ِعده‌ای را مفروض می‌گیرند و بر این فرض ِناصادق گفته‌ها و نوشته‌های خود را منتشر می‌کنند و انتقادات خود را سامان می‌دهند. در این نامه تاکید شده است که “ما خواهان کمک نظامی آمریکا برای مقابله با جمهوری اسلامی نیستیم و نسبت به عواقب نامطلوب آن در شرایط کنونی هشدار می‌دهیم”. به گمانم آن‌چه به بحث‌های کنونی دامن زده است علاوه بر سخنان برخی مقامات اسرائیلی مبنی بر حمله به تاسیسسات اتمی ایران، وضعیت کنونی کشور سوریه است. بسیاری بر این باورند که اگر یک حکومت خودکامه “بخواهد” و “بتواند” به سرکوب مخالفان و منتقدان خود ادامه دهد اصولا انقلاب و یا جنبشی مردمی به پیروزی نخواهد رسید و این “خواستن” و “توانستن” در حاکمان سوری نمود و بروز دارد. در این‌جاست که بحث دخالت بشردوستانه موضوعیت پیدا می‌کند. در مورد ایران باید گفت که در حال حاضر با شرایطی بسیار متفاوت با سوریه و یا لیبی پیش از سقوط قذافی مواجه هستیم. از این‌رو این قیاس محلی از اعراب ندارد. این‌که آیا جمهوری اسلامی در آینده،کشور را به آن سمت و سو می‌کشاند یا نه را نمی‌توان پیش‌بینی کرد. اگر کشتار مردم به حدی برسد که مصداق کشتار دست‌جمعی قرار گیرد امکان این درخواست وجود دارد که امیدواریم زعمای جمهوری اسلامی در برابر رای مردم و مطالباتشان تمکین کنند. این‌که گروهی از لیبیاییزه شدن ایران سخن می‌گویند تنها یک پیش‌گویی است. مردم لیبی با به خیابان آمدن و پایداری کردن بر مطالبات خود که همانا سقوط قذافی بود و از طرفی سرکوب وحشیانه آنان توسط حکومت قذافی به لیبیاییزه شدن لیبی کمک بسیاری کردند و در این میان ناتو به کمک مردم آمد و اگر این کمک نبود شاید جنبش مردم لیبی به سامان نمی‌رسید. در مورد ایران وضعیت به کلی متفاوت است و پیش‌بینی دشوار.

0 نظرات

ارسال یک نظر