جوادی (بازجو): هیچ چیام نمیگی آخه که ما
بدونیم اونجا چند نفرید، با کی هستید، آدمای مورد اعتمادی هستن..
احمد باطبی: دوست داری من بهت بگم که اینجا چند
نفر آدم...ببین جواد غیر ممکنه بتونی از زیر زبون من، حتا اون روزیام که اومدم
اونجا پیش تو، اینو من همینجا دارم بهت میگم، همونروزیام که میآم غیر ممکنه از
زیر زبون من یک کلمه حرف بتونی بکشی.این رو از همین الان می طی کنم باهات، بگم...
جوادی (بازجو): شرط میکنی ها؟
احمد باطبی: نه شرط نمیکنم.یک آگاهی بهت میدم.من
در واقع امتحان خودم رو توُ همون دوران بازجوییهایی که توُ ۲۰۹ پس دادم، اگه قرار
باشه، حرف نزنم خدا اگه بیاد، صدوبیستهزار پیغمبرشم جلوب من قربونی کنی که بگی که
یک کلمه حرف بزن، من نمیزنم.اینو بهت بگم.این یکی رو دور فایلشو خط بکش..
این بخشی از مکالمهی ضبطشدهی احمد باطبی و
بازجوی وزارت اطلاعات به نام جوادی است که در فایلی که توسط امیرعباس فخرآور بر
روی اینترنت نهاده شده، حذف شده است.هر کس با گوشکردن به این بخش حذفشدهی فایل
صوتی و با اندک بهرهی هوشی پی میبَرَد که چرا فخرآور مبادرت به حذف این بخش از
مکالمه کردهاست.این بخش بیش از بخشهای دیگر مکالمه، خلاف ادعای فخرآور را نشان
میدهد.در همین بخش حذف شده احمد باطبی نسبت خود را با کلیت نظام اسلامی نشان میدهد.و
میگوید شما مرا ضدانقلاب میدانید در صورتی که شما ضد انقلاب هستید و من انقلابیام
و دوست دارم در مملکت انقلاب شود و همهی شما بروید.(نقل به مضمون
نوشتههای بسیاری تا کنون سعی در اثبات ادعاهای
واهی ِ فخرآور در زمینههای مختلف را داشته است که امر ارزشمندی است امّا من در
این نوشته به هیچوجه قصد چنین کاری ندارم. ابزار آدمی در مواجهه با
"دلیل"، دلیلآوری است؛ امّا رفتار و گفتار فخرآور در برخورد با فعالین
سیاسی در همهی این سالها بدون استناد به "دلیل" و با اتکا به
"علت" قابل ارزیابی است.رفتار و کردار و گفتار او همواره علت داشته است
.هم علت به معنای منطقی و فلسفی و هم به معنای لغوی آن که "بیماری" هم
معنا میدهد.بیماری ِ خودبزرگپنداری و توهم.امیرعباس فخرآور شهرتطلب و قدرتطلب
و جویای نام است. امّا کیست که از اینها بدش بیاید؟اینها فرآوردههایی است که
ذات انسان آن را دوست میدارد.اما در این فرآیند کسانی چون فخرآور از هر شیوه و روش
و دستآویزی استفاده میکنند.فخرآور با هر حربه و از هر فرآیندی میخواهد خود را
بالا بکشد و قدرت و ثروت و شهرت کسب کند. دروغزنی، جعل و فریب همچون ابزاری
کارامد در دستان او است.بریدن بخشی از یک فایل صوتی و کنار هم نهادن چند عکس برای
اثبات ادعاهای واهی نمونهای کوچک از این شیوههای مذموم است.فخرآور با
"دلیل" مجاب نمی شود، از اینرو با چنین کسی وارد سخنگفتن شدن و او را
مخاطب قرار دادن "خشت بر دریا زدن" است.از اینرو در این چند خط پیش ِ
رو به هیچ وجه روی سخنم با جناب فخرآور نیست.سخن گفتن با ایشان را مصداق بارز عمل
لغو میدانم و هر انسان عاقلی در حد وسع حود تلاش میکند از انجام امر بیهوده
بگریزد.
ایشان در خیال خود رهبری ِ جنبش دانشجویی و
رهبری اپوزیسیون و چند جین رهبری دیگر را بر عهده دارد و با این خیال، خوش است و
دلیلآوری نه تنها این خیال ِ خوش را مکدر نمیسازد بلکه خوشخیالی ِ او را افزون
میسازد.
هر درونی که خیالاندیش شد
چون دلیل آری خیالش بیش شد
احمد باطبی در همهی سالهای حبس و مرخصی و
فرار، سختی و مرارت بسیار کشید. چه با او موافق باشیم و چه مخالف، این مسئله کتمانناپذیر
است. در همهی این سالها شاهد رنجها و ستمهایی بودهام که بر او و خانوادهی او
رفته است. او و پیراهن خونیای که در آن عکس مشهور دیدهایم، تصویر روشنی است از
ستمی که بر یک نسل رفته است.این تصویر را بریدن بخش مهمی از یک مکالمه و دغلکاری
در انتشار یک فایل صوتی نمیتواند ملکوک سازد.در این کار فخرآور با همهی زیرکی و
فرصت شناسی و فرصت طلبیای که دارد، چه ناشیانه درون یخزدهی خود را بر آفتاب
تموز میافکند.
احمد باطبی پیش از این، خود از ضبط کردن صدای
مکالمهی خود با بازجو در گفتوگو با رادیو زمانه سخن گفته است.او در این مصاحبه
تاکید کرده بود که پس از خروجش از ایران و در زمانی که در عراق بوده بازجو با او
تماس میگیرد و از او میخواهد که به ایران بازگردد. باطبی در این مصاحبه وعده میدهد
که این فایل صوتی را منتشر خواهد کرد.
وعدهای که عملی شد و احد باطبی این فایل مکالهی
تلفنی با بازجو را در در وبلاگ خود در همان زمان منتشر میکند.
همین سخنان را در مصاحبه با سایت روزآنلاین نیز
بیان میکند.(مصاحبه احمد باطبی با روزآنلاین)
تماس بازجو با زندانی پس از آزادی از زندان و یا
در هنگام مرخصی روشی معمول از سوی بازجویان جمهوری اسلامی است.این روش ادامهی
همان آزار و اذیتهای زندان است و شاید کمتر زندانی ِ سیاسیای باشد که تجربهای
از این دست نداشته باشد. بازجو تلاش دارد که در مرخصی و یا پس از آزادی زندانی به
او تلقین کند که همچون خدایی قهار و همهچیز دان در همه جا حضور دارد تا زندانی
به قول معروف دست از پا خطا نکند.
فخرآور با کنار هم قرار دادن چند عکس که اینجانب
نیز در برخی از این عکسها حضور دارد میخواهد نشان دهد که احمد باطبی در همه ی
این سالها زندانی نبوده است.این سخنان مضحکتر از آن است که نیازی به پاسخ داشته
باشد.مثلن با قرار دادن عکسی که مربوط به سفر یک روزهی ما به شیراز و در جوار
آرامگاه کورش است میخواهد چه چیز را ثابت کند؟
به عنوان نمونه برای من و برخی از دوستان که
شاهد مرخصی دو روزهی احمد باطبی با تودیع وثیقه و تحمل مشقت بسیار بودهایم، برای
مایی که شاهد بستن سر و ته خیابانی که باطبی در آنجا زندگی میکرده و بازداشت او
در هنگام مرخصی بودهایم، برای مایی که که پس از سکتهی احمد باطبی در زندان و
انتقالش با دستبند و پابند به بیمارستان شهدای تجریش تهران بودهایم کنار هم
نهادن چند عکس جز خنده و انزجار از این اعمال غیراخلاقی نتیجهای در پی ندارد.
دو یا سه ماه پیش از خروج غیرقانونی احمد باطبی
از کشور، از احمد باطبی بیاطلاع بودم.در این مدت همین بازجو جوادی دو بار با من
تماس گرفت و با ترکیبی از زبان خوش و تهدید و خشم از من خواست که بگویم احمد باطبی
کجاست.میگفت بیگمان من از جای او باخبرم و اینکه اگر او فرار کرده باشد من در
فراری دادنش نقش داشتهام و عواقب سختی در آنصورت در انتظار من خواهد بود. پس از
بازداشتم هم فشار بسیاری از بابت این دوستی متحمل شدم.امیرعباس فخرآور نمونهی
بزرگ شعار "هدف،وسیله را توجیه میکند" است. هدف او فروکوفتن بسیاری از
فعالان سیاسی این مرز و بوم است تا عرصه تاریک بماند تا اندک نور او تابیدن
گیرد.رواج جو بیاعتمادی بین فعالین سیاسی که در همهی این سالها به خاطر باورهای
خود هزینههای سنگین پرداخت کرده اند هدف امیرعباس فخرآور است.
اهداف متعالی و انسانی با وسیلههای غیراخلاقی و
غیرانسانی راه به جایی نمیبَرَد چه برسد به اینکه هم هدف غیر اخلاقی و ناصحیح
باشد و چه وسایل.
امیدوارم بار آخری باشد که در مورد اعمال ناپسند
فخرآور قلم بر کاغذ میبرم که این کار برایم عذابی است الیم.


0 نظرات
ارسال یک نظر